#سفرنامه_اربعین_منو_دخترم_زینب_۹۵

#قسمت_اول

#تولیدی_خودم

#به_قلم_خودم

سلام از امروز میخوام خاطرات سفر اربعین به کربلا با دختر کوچولوم زینب رو اینجا بزارم تا یادگاری بمونه…

میخوام از قبل سفر بنویسم - خانوادم یه چند سالی هست که هرسال  اربعین به پیاده روی اربعین میرن و همیشه وقتی که برمیگشتن

کلی از خاطراتشون میگفتن و منم که همیشه تو حسرت زیارت ارباب بودم دلم میشکست ….. امسال اوایل محرم بود حال و هوای اربعین

داشتم دوست داشتم منم امسال با اونا همسفر بشم اما همسرم به خاطر اینکه نمیتونست ۲ هفته زینب رو نبینه اجازه نمیداد و میگفت

میترسم اتفاقی بیوفته و از این حرفا…. به هر دری میزدم که راضی بشه نمیشد که نمیشد …. کلی التماس خواهش که بزار برم من 

خیلی وقته که ارزوم اینه که برم کربلا حالا امسال بزار برم و از این حرفا ….  یه روز خواهرم یه چیزی بهم گفت و منم اون کارو انجام دادم ….

فرداش با زینب رفتیم همایش شیرخوارگان حسینی اونجا هم کلی دعا کردم …. 

از مراسم که برگشتیم ناخداگاه رو کردم به همسرم و گفتم بزار برم پاسپورتمو بگیرم و برم با زینب کربلا …. 

خیلی ناراحت بودم اشک تو چشمام جمع میشد …. همسرم گفت باشه برو پاسپورتتو بگیر …

منو میگی داشتم از خوشحالی سکته میکردم پریدم بالا و پایین زینب رو بغل کردم بهش میگفتم زینب داری کربلایی میشی مامان …

خلاصه رفتیم پاسپورت گرفتیم و برای زینب هم باید جدا پاسپورت میگرفتیم که همه کارارو انجام دادیم و ویزارو هم گرفتیم …

تو این مدت همش خوشحال بودم میگفتم ای خدا پس کی راه میوفتیم زمان برام خیلی دیر میگذشت ….

دیگه شب وروزم شده بود فکر به بین الحرمین و شش گوشه و پیاده روی ….  

خلاصه یک روز قبل کیفامون رو جمع کردیم و جمعه ۶ صبح ۲۰ ابان به سمت مرز مهران حرکت کردیم…

من بودمو زینب و خواهرم و مادرم و دوتا برادرام ….

من شب قبل از حرکت اصلا خوابم نبرد اخه باورم نمیشد که به ارزوم رسیدم …. اما واقعا رسیده بودم ….

ماشین راه افتاد …. انگار قند تو دلم اب میشد  …. خوشحال بودم خیلی …. 

وسطای راه یهو یادم افتاد که ……. 

ادامه دارد ….

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 29 آذر 13951 نظر »

خدا رحمت کند شهید همدانی را ؛ نه در آزادی #حلب بود ونه در عروسی دخترش …

1482148827photo_2016-12-19_15-30-09.jpg

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: کربلا
   دوشنبه 29 آذر 1395نظر دهید »

صرفا جهت ضعف اعصاب ☺️☺️
#بچه_ها_امید_زندگی
#فرزند_بیشتر_برکت_بیشتر

1482148766photo_2016-12-19_15-29-11.jpg

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: کربلا
   دوشنبه 29 آذر 1395نظر دهید »

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ

1482148704photo_2016-12-19_15-28-07.jpg

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: کربلا
   دوشنبه 29 آذر 1395نظر دهید »

1 دقیقه دیرآمدن صبح زمستان
باعث شده یلدا همه بیدار بمانیم!

١٠قرن نیامد پسر فاطمه اما …

وعده ی ما شب یلدا ساعت 12 با قرائت دعای فرج (الهی عظم البلا ‌..)

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: کربلا
   دوشنبه 29 آذر 1395نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 24

Random photo
علی اصغر بالویی پدر شهید حسینعلی بالوئی،
درباره من
سلام من سیده مهتا میراحمدی هستم در مدرسه علمیه فاطمیه البرز درس میخوانم . عکس اواتارم هم عکس دخترم زینب خانوم هستش من اینجا بیشتر از دردودل هام با امام حسین مینویسم .... به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
روزشمار
روزشمار محرم عاشورا
آمار بازدید
  • امروز: 16
  • دیروز: 22
  • 7 روز قبل: 98
  • 1 ماه قبل: 304
  • کل بازدیدها: 3504
اوقات شرعی
اوقات شرعی
پخش زنده
پخش زنده حرم
فرهنگ شهدا
مهدویت امام زمان (عج)
حدیث موضوعی
حدیث موضوعی
نوای وبلاگ کلیک کنید